تبلیغات
❤World of princesses❤ - داستان های قورباغه:|9 تااا
This is not a joke...Maybe late too soon:)bye
خب


اها،سلاااممم


من اینجا شاعری هایم خود را مینویسم


خب حالا اولین شعر من:


ب نظم خیلیم خوب مینویسم و اصلانم خنده نداره(الکی)


اینم اولیش:

من قورباغه ام....

با احساساتتی سبز رنگ

میکنم قورقور

میپرم بربرکه ها

میخورم حشره هاا
تموم شد این فعلا اولیش خواهشا بهم وابسته نشید میدونم خیلی قشنگ گریتون رو دراوردم  با این شعر نیاز به گفتن نیس
126.gif
بای تاشاعری دیگر

بکلیک اینجا نظر ده





اینم شعر دومم

دیدم تحمل نداشتید بدون شعرای من گفتم بسرایم

قورباغه بودم درکنج برکه

اومد مگسی 

گف تو چقدر خاصی

فدای صدایت بشم و قورقورهایت

گفتم:من قورباغه امم

بیا جلو ببینم

مگس اومد جلو بعدم منم خوردمش


خیلی خوشمزه بوودقووورر

حال کردیننن؟نیاز به تحسین نیس خودم میدونم برترینم

اینم مگسس
فقط نظرو رد کن بیاد

بکلیک اینجا نظربده





خب حال اومدم یکم از خاطره های قورباغه ایم بگم


ما یک روزی با دوستم رفتیم از برکه بیرون تا قدم بزنیم

حتما دارید میگید مگه قورباغه قدمم میزنه؟بعلههههه پس چی درمورد ما قورقوری ها فک کردین


ما خیلی خااصیمممنیاز به گفتن شمام نیس چون خودم میدونم


داشتم قدم میزدیم که من گشنم شد

گفتم ی سنجاقک بزنیم تو رگ

دیگه دوستمم گف منم میخوام

گفتم کوفت بخور تو

خلاصه سر سنجاقک دعوام شدو کشتمش انداختمش تو برکه نفس کم اورد و غرق شد


هیسس ساکتتت بعلهههههه قورباغه غرقمم میشههه اصلا چون من گفتم باید غرق شه

اینم سنجاقکه
درضمن عکسای زیباوهنری منو کپی نکنینننن قیافم خاصه همه کپی میکنن

مرسی قور

بکلیک اینجا نظر بده




قور قور قور صبح شده وقت قورقور شده
اینم ی بیت شعر زیبا از خودم
عشقتووون اومد

خواهشا به خاطر من جون ندید اخه خیلیا ب خاطر من جونشو از دست دادن به خاطر وابستگی زیاد به من

خب اون دوستم که غرق شد مرد

حالا من موندم تنهای تنها قور قور من ماندم تنها میان قوره دنیاااا قوراقوورااهاهاها

اینو حتمن با ریتم بخونید و چهچهه بزنید البته که چهچهه های شما ب من نمیرسه

من برم یه دوست قور قوری جدید و خوب پیدا کنم

کسی که لایق من باشه و مثه خودم شاعر ونویسنده و قور قوری

قوربای
77.gif
بکلیک اینجا نظر بده




قور قورقورینااااسلاماااااحوالینااا؟

دوست قورقوریم رو پیدااا کردمممم


نبینم کسی بره بادوست من دوس شه وگرنه مثه مگس میخورمتوون


ها؟


چرا مثه کبک نیگا میکنی؟؟؟

قورافظ

بکلیک اینجا نظر بده



های های قورقورقور

 دوست جدید قور قور


حالا بزارید ی عکس از خودمون دوتا بزارممم کپی نکنیداااا

وگرنه منو فاطی قورقور میای با جف پا تو حلقتون

87.gif
داریم باهم شعر میخوانیم و میگم قورقور قورینا قورا قورقورااااا قوررینا قور قورااااا


اینم فاطی قورقوری خوشکلممم یه عکس تکیی

115.gif
 


بکلیک اینجا نظر بده


سلام قلیک


دوست خوشکلم فاطی قورقوری زحت فراوون کشید و سرود


شعراش ماشالا مثه خودم پرفکت و خاص

دست قوووور هوراااا

اینم شعر

دنیای پرنسسها
شکیبا. فاطمه
قورقور میکردیم وقتی قورقور کردن مد نبود
پای کامپیوتر میشستیم اون موقع ها مد نبود
میهن بلاگ چیه بابا گوگل نبود
قور قور میکردیم وقتی هنو مد نبود
یه تیم تشکیل دادیم من و شکی
شعر میساختیم تو کامنتا
قور قور بازی میکردیم وقتی قور قور کردن مد نبود
پای کامپیوتر میشستیم اون موقع ها مد نبود
میهن بلاگ چیه گوگل نبود
آره اصن قور قور کردن اون موقع ها مد نبود
دنیای پرنسسا دنیای پرنسسا دنیای پرنساا


حال کردیییین؟؟

به خدا جامعه بدون ما دوتا ازهم میپاچه هاااااااااا راس میگمم


الان یه چن تا عکس بافاطی ک داشتیم میخواندیم رو هم میزرام

114.gif

اون سمت راستی منم چپی فاطی




17.gif 18.gif
اینجاهم فاطی داره شعر میگه منم میگم عالیه

این کلاهصورتی خوشکلمم دیرووزخریدممممممم

الان داره بازون میاد چترزیبام رو نیگااااااا
97.gif



قوووووووور



قووووووور
قووووور

شکی اومده

قورباغه اوردهههههه


با صدای چی؟؟

قور قوررر


میدوونم بدون من  خیلی بهتون سخت گذشت ولی دیگه اومدم (نفستون یعنی)


فعلا بای تا شعرای زیبامون رو بیام بزارم

اینم عکسمون الان
چپی منم راستی فاطمه

بالایی ام بارانا




سلام و درود بر قورقوریای خودم


خوبید؟؟کبکتون قورباغه میخونه؟


اومدم  براتون داستان قورباغه ای بگم:|


یکی بود یکی نبود:/


اوا  یادم نبود=_=

چرا یه قورباغه بود


یه قورباغه خیلی خوشکل و خوش صدا و ناز و ملوس و....


کلا هرچی ازش بگم کمه


اخرش میگم اون قورباغه نازو ملوس و....کیه=>

ی روزی این قورقوری ما داشت میرف بیرون قصرش(قصرش برکه اس) قدم بزنه


 باخودش گفت:قورقور قور حالا چی بپوشم؟؟


رفت و کمدش که یه صدف بود رو باز کردو یه لباس خوشکل برداشت و پوشید=¶

ماشالا انقدر خوشکل بود ک خوشکل ترترترترتر.....شد

اینم لباسش

100.gif
بعد راه افتاد حوصلش سررفته بود و تصمیم گرفت بره پیشه دوستش(فاطی قوری)


رف دم در خونه قوری و گفت قورقور فاطی قوری میای باهم بریم بیرون؟^^


فاطی قوری ک طبق معمول خواب بود:/

بااون کلاه خواببش اومد درو واکرد و گف:چی؟ الان میام قورقوری جونم♥_♥


بعد باهم راه افتادن
اینم قوری^^



یهویی ک داشتن راه میرفتن رسیدن به کبری جون^^


کبری یه مار قدبلند ونازی بود^^


کبری اونا رو دید بهشون سلام کرد و شروع کردن به احوال پرسی:


فاطی قوری:عه سلام کبری جون خوبی؟


کبری:سلام قوری خوبم ممنون شما ها خوبید؟


قوری خوشکل و ناز:  قیلی قالی هستیم^^


عه کبری پوست انداختی؟؟به به چ پوست قشنگی


کبری:ممنون قورقوری جون لباس توهم زیباست=¶فاطی قوری وای لباس توهم خیلی قشنگه^^


قوری:ممنون کبی



طالع بینی سال مار 1392 در سال مار بر شما چه خواهد گذشت
اینم که کبی جون^^


خلاصه از کبری قدافظی کردن رفتن به قصر قورقوری تا باهم بسرایند


ک شکی قوری ی شعر گفت برای خودشون^^


گف:

قوری مهربون ما


همیشه شیک و ساده بود

تو برکه شعروشاعری


تازگیا افتاده بود


میرف با فاطی قوری به پارک قصرشون


گلای خوشکل و میدید

خوب بهشون نیگا میکرد


فاطی اونارو میچید


(فاطی قوری خیلی عاشق طبیعت و نواظبت خاصی از طبیعت میکنه)


فاطی میگف:

که قوریا،قورباغه هارودوست دارن

تو اسمون ابی شون کلاغا رو دوست دارن^^


قوری تو شعر و شاعری 


دنیای رنگارنگی داشت

قرمزو سبــــــــــــــــــــــــزو صورتی


به به چه شعرای قشنگی داشت

خب دیگه بای^^

 راسی اون قورباغه خوشکل ،نازوملوس خودمم